به گزارش سرویس جهان مشرق، اجماع فزاینده ای وجود دارد که غرب (به طور خاص ایالات متحده با کمک بریتانیا) می خواهد رئیس جمهور اوکراین، ولودیمیر زلنسکی را با مهرهی دیگری جایگزین کنند.
روزنامهی «آسیا تایمز» گزارش داد که سیا و ام آی 6 در بریتانیا در حال آماده سازی صحنه هستند. یا زلنسکی مجبور خواهد شد که انتخابات ریاستجمهوری را که برای مارس آینده برنامه ریزی شده است، برگزار کند، و سپس جایگزین شود، یا اگر مقاومت کند، به هر حال در یک تحول به سبک یورو میدان(2014)، جایگزین خواهد شد.
ایالات متحده سابقهی دستکاری در کادر رهبری اوکراین را در ماجراهای موسوم به میدان در سالهای 2013 و 2014 دارد و معاون وزیر خارجه فعلی این کشور، ویکتوریا نولند، پشت عملیات(در واقع کودتای) قبلی بود. تماس تلفنی در سال 2014 بین نولند و سفیر وقت ایالات متحده در کیف، جفری پیات، شنود شد و محتوای تماس به مطبوعات درز کرد. این دو مقام امریکایی، در این مکالمه به صراحت نحوهی هدایت امور و مدیریت رهبران به اصطلاح مخالفان دولت وقت اوکراین را مرور می کنند و همین یک مکالمه کافی بود که معلوم شود که کل ماجرای جنبش «میدان»، نمایشنامهای به تهیهکنندگی و کارگردانی و تدوین مقامات آمریکایی در کیف بود و «رهبران» اپوزیسیون و طرفداران ایشان تنها بازیگران این نمایش بودند.
محتوای آن تماس به ویژه از آن جهت جالب بود که نولند و پیات به قول خودشان، در حال انتخاب یک نامزد "قابل قبول" ریاست جمهوری برای اوکراین بودند و از معاون رئیس جمهور وقت جو بایدن برای کمک به این روند، دعوت کردند. توجه داشته باشید که در کنار بایدن، جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی آن زمان و کنونی بایدن هم عضو تیمی بود که در آن مقطع، رییسجمهور بعدی اوکراین را، پس از سرنگونی دولت قانونی این کشور، انتخاب کردند.
جمهوری خواهان کنگره چندین سال است که درباره فعالیتهای هانتر پسر بایدن در اوکراین تحقیق می کنند. آنها بارها این مساله را مطرح کردهاند که که خود بایدن برای محافظت از روابط تجاری پسرش و روابط خودش در اوکراین، اعمال نفوذ کرده است.
مصایب کشوری که «مستقل» نیست
گزارش آسیا تایمز به ناچار اعتراف می کند که "نمی توان اوکراین را یک کشور مستقل دانست. " امروزه ایالات متحده نه تنها از نیروهای مسلح اوکراین پشتیبانی نظامی می کند، بلکه حقوق مقامات دولتی و ارتش اوکراین را نیز پرداخت می کند، از جمله حتی پول برای بازنشستگی.
تاریخ خیلی زود تکرار شده است و دوباره همان سه عنصر آمریکایی - بایدن، سالیوان و نولند - در مورد اوکراین تصمیم می گیرند. چرا این سه نفر حاضرند زلنسکی را کنار بگذارند؟
واشنگتن از طریق درز کنترلشدهی اطلاعات، این موضوع را عمومی کرده است که طرحی که با دقت و وسواس برای ضدحمله اوکراین توسط واشینگتن تهیه شد، توسط زلنسکی دنبال نشده است. زلنسکی در مخالفت با ژنرالهای خود - هم زالوژنی و هم ژنرال کمحرفتر، سیرسکی - تصمیم گرفت عملیات نظامی خود را در تلاش برای پس گرفتن باخموت از سر بگیرد، عملیاتی که پس از بیرون راندن اوکراینیها از شهر توسط ارتش روسیه و نیروهای واگنر پریگوژین، شکست خورد.
تأثیر تلاش زلنسکی برای نبرد با روسیه در یک جبههی بسیار گستردهتر، به این معنی بود که تأثیر نبرد در جنوب، که عمدتاً در اطراف منطقه به اصطلاح میدان بردلی در زافوریز متمرکز بود، با اعزام برخی از بهترین نیروهای اوکراین به باخموت و سایر جبههها در دونتسک کاهش یافت.
اما دلایل بیش از این هم هست. هدف واشنگتن در حمله این بود که زمینه را برای وادار کردن روسیه به توافق در مورد اوکراین فراهم کند. ارتش اوکراین با موفقیت در شکستن خط دفاعی روسیه موسوم به دفاع عمیق سوروویکین، کریمه را تهدید می کرد. به نوشتهی آسیا تایمز، مقالات زیادی در مطبوعات ایالات متحده و اروپا وجود دارد که ادعا می کنند اوکراین در شکستن خط دفاعی سوروویکین موفق بوده است، که همهی این داستانها صرفا تبلیغاتی هستند.
همزمان با فشار نظامی به جنوب، اوکراین قرار بود سواستوپل در کریمه را با موشکها و شناورهای سطحی بدون سرنشین مملو از مواد منفجره، از جمله حملات موشکی و یواسوی به پل تنگه کرچ که روسیه را به کریمه متصل میکند، بزند. در حالی که اوکراینیها توانستند آسیبهایی به پل وارد کنند، اما پل نابود نشد.
عملیات ضدحمله توسط واشنگتن پس از برنامه ریزی و آموزش بسیار انجام شد. در ابتدا این مصادف با کودتای پریگوژین در روسیه بود. شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد پریگوژین با کایرلو بودانوف، رئیس اطلاعات نظامی اوکراین ارتباط داشت.
ملاقاتهای پریگوژین با افراد اطلاعاتی اوکراین در آفریقا، احتمالاً در جمهوری آفریقای مرکزی برگزار شد. اگر پریگوژین زمام امور روسیه را به دست می گرفت، بلافاصله با اوکراین معامله می کرد. در حالی که شرایط دقیق این معامله معلوم نیست، احتمالاً آنها از اوکراین خواسته بودند که کریمه را به روسها واگذار کند، در ازای خروج تمام نیروهای روسی و پایان دادن به عملیات نظامی ویژه پوتین. علاوه بر این، واشنگتن با لغو تحریمهای روسیه اقدام می کرد.
کودتای پریگوژین شکست خورد و رویاهای تغییر رژیم در روسیه در واشنگتن نیز از بین رفت. علیرغم قرار و مدار با بلاروس، که پریگوژین را از زندان یا جوخه تیرباران روسیه دور نگه داشت (پوتین او را خائن خطاب کرده بود)، ظاهراً پریگوژین همچنان رهبری پوتین را تضعیف می کرد و احتمالاً می توانست با سرویسهای اطلاعاتی غربی ارتباط برقرار کند. همانطور که مشخص است، هواپیمای شخصی او در نزدیکی مسکو از آسمان منفجر شد. پریگوژین در راه بازگشت از آفریقا بود و این ایده را تقویت می کرد که در حال انجام کاری بیش از ایجاد تجارت جدید در آفریقا بوده است.
اوکراینیها مدعی شدهاند که ضدحمله به دلیل نداشتن سلاحهای مناسب، متوقف شده است. اما سه تیپ تسلیحشده و آموزشدیده توسط غربیها، با تجهیزات رزمی پیشرفته، نتوانستند نتیجه مثبتی را رقم بزنند. در عوض، بسیاری از تجهیزات غربی در میدان سوختند، از جمله تانکهای «شکستناپذیر» لئوپارد، که حتی از M1 آبرامز آمریکایی نیز رتبهبندی بهتری داشتند.
زلنسکی مشکل دومی دارد که ممکن است غلبه بر آن، برای او سختتر باشد و به روابط او با اربابان آمریکایی و انگلیسیاش آسیب وارد کرده است. این مشکل درک فزایندهای در همگان است که اوکراین در حال باختن جنگ است.
اکنون گزارش های تأیید شده کافی وجود دارد که نشان می دهد اوکراین به اقدامات سختگیرانه روی آورده است تا به ذخایر رو به کاهش نیروی انسانی خود برای جنگ بیافزاید. اوکراین در حال حاضر عمدتاً با سومین ارتش خود می جنگد (یعنی دو ارتش قبلی با تلفات سنگین نیروی انسانی و تجهیزات عملا از دور خارج شدند)، اگرچه تعداد انگشت شماری از تیپ های با کیفیت بالا هنوز وجود دارند. اما با وجود نیروهای ضعیفتر در این سومین ارتش و کابوسهای بیپایان در حفظ سلاحهای متنوع ناتو (سلاحهایی که بر خلاف آنچه ناتو همیشه ادعا میکرد قابل استفاده نیستند و تعمیر آنها بسیار دشوار است)، به نظر میرسد ارتش اوکراین به سمت فاجعه پیش میرود.
از نظر واشنگتن بهترین کار مذاکره با روسها است. روسیه پیش از این، هرگونه آتشبس در صورت آغاز مذاکرات را رد کرده است. از نظر روسیه، جنگ تنها زمانی پایان مییابد که در مسائل کلیدی به توافق برسد، که مهمترین این مسائل (از نظر روسیه) این است که ناتو باید اوکراین را ترک کند.
اگر مذاکراتی صورت نگیرد، ناگزیر اوکراین از نظر نظامی شکست میخورد و به قابلیتهای بازدارنده ناتو آسیب میزند (شاید به نحوی غیرقابلجبران با این حال، زلنسکی مخالف هرگونه مذاکره با روسیه است و خواستار خروج تمام نیروهای روسیه از اوکراین و محاکمه «جنایتکاران جنگی» روسیه است. به این ترتیب، خواستههای زلنسکی از بهترین منافع ناتو در حال حاضر فراتر رفته و در واقع تنها راهی را که میتوان به طور کلی این مناقشه را حل کرد، تضعیف میکند.
به طور خلاصه، مطالبات ناتو و زلنسکی متفاوت و در تضاد هستند.
از کنگره خواسته شده تا 60+ میلیارد دلار دیگر را به اوکراین واریز کند. اگر کنگره تأخیر کند، یا اگر دولت با مبلغ بسیار کمتری موافقت کند (همراه با اعطای امتیاز به کنگره در مورد حسابرسی این پول)، پس کار زلنسکی تمام است.
واشنگتن ممکن است به این نتیجه برسد که این تنها راه نجات است. با این حال، زلنسکی قرار نیست داوطلبانه کنار برود، بنابراین مشکل چگونگی کنارهگیری او حل نشده است. حتی وحشتناکتر، برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ماه مارس ممکن است برای نجات اوکراین خیلی دیر باشد.